السيد ابن طاووس ( مترجم : م - ر )

186

ادب حضور ( فلاح السائل ) ( فارسى )

عبادك ، حمدا مرغوبا فيه عند [ أهل ] الخوف منك بمهابتك ، و مرهوبا عن « 1 » أهل العزّة بك لسطواتك ، و مشكورا عند أهل الإنعام منك لإنعامك . سبحانك ربّنا ، متكبّرا في منزلة ، تدهدهت أبصار النّاظرين ، و تحيّرت عقولهم عن بلوغ علم جلالها ، تباركت في منازلك العلى ، و تقدّست في الالاء الّتى أنت فيها . يا أهل الكبرياء ، لا إله إلّا أنت الكبير ، للفناء خلقتنا و أنت الكائن للبقاء ، فلا تفنى و لا نبقى ، و أنت العالم بنا ، و نحن أهل الغرّة بك و الغفلة عن شأنك ، و أنت الّذى لا تغفل ، و لا تأخذك سنة و لا نوم . بحقّك يا سيّدى ، صلّ على محمّد و آله ، و أجرنى من تحويل ما أنعمت به علىّ في الدّين و الدّنيا ، يا كريم . » - خداوندا ، پروردگارا ، حمد و ستايش همگى همراه با تفسير و توضيحش [ يا : ستايش ، خواه به صورت اجمال و خواه به صورت تفصيلى ] براى توست ، به همان صورتى كه اهل ستايشت را براى آن گونه ستودنت آفريده و ستايش كردن را به طور كامل به آنان الهام فرمودى ، و از آنان مىخواهى كه آن گونه ستايشت كنند . خداوندا ، پروردگارا ، تو را ستايش مىنمايم ، چنان كه ستايشت را مايهء خشنودى خود از كسانى قرار دادى و به واسطه آن از آنان خرسند گرديدى ، تا بدين وسيله شكر نعمتت را بجا آورند . خداوندا ، پروردگارا ، تو را ستايش مىنمايم ، چنان ستايشى كه آن را براى خود پسنديده و بر بندگانت واجب نمودى ، ستايشى كه مورد پسند بيمناكان از هيبتت مىباشد و سرافرازان به سلطه‌ات از آن در هراسند ، و نزد كسانى كه به آنان انعام نمودى مورد سپاس است . پاك و منزّهى تو پروردگارا ، در حالى كه در منزلت خود متكبّر هستى ، چنان مقام و منزلتى كه ديده‌هاى بينندگان از نيل به دانش جلال و عظمت تو واژگون ، و عقلها سرگشته‌اند . و در منازل والايت بلند مرتبه‌اى ، و در نعمتهايى كه در آن قرار دارى پاك و بىآلايشى ، اى اهل كبرياء و بزرگمنشى ، معبودى بزرگ جز تو وجود ندارد ، ما را براى فنا و نابودى آفريدى ، و تو براى بقا و پايندگى هستى ، پس تو نابود نمىشوى و ما پايدار نمىمانيم ، و تو به ما آگاهى ، و ما به تو فريفته شده و از مقام تو غفلت داريم ، و تو هيچ گاه

--> ( 1 ) ظاهرا اين عبارت در اصل چنين بوده است : « مرهوبا عند أهل العزّة بك . . . » و ترجمه بر همين اساس است .